به نظر میرسد آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در آستانه توافق بر سر نقشهراهی برای دستیابی به نوعی توافق قرار دارند، با این حال، هنوز روشن نیست دقیقا روی چه موضوعهایی توافق شده است و این روند در روزهای آینده به چه نتیجهای منتهی خواهد شد.
اورشلیم پست در گزارش تحلیلی خود اشاره میکند که در چند ماه گذشته، بارها درباره اینکه توافق در آستانه امضا قرار دارد، ادعاهای مشابهی مطرح شد، اما بسیاری از مواردی که واقعا بر سر آنها توافق شد، نه یک توافق نهایی، بلکه یادداشتتفاهمی برای رسیدن به توافقی در آینده بودند.
از توافق در حال شکلگیری جاری هم برداشتهای زیادی میتوان داشت. دن شاپیرو، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل، در ایکس نوشت: «تا زمانی که متن توافق آمریکا و ایران امضا و منتشر نشود، هر دو طرف تلاش خواهند کرد روایت خود را از ماجرا ارائه دهند.»
او افزود: «این جنگ اشتباه بود و باید پایان مییافت. رئیسجمهوری تصور میکرد حکومت ایران بهسرعت فرو میپاشد، اما چنین نشد. در واقع، حکومت ایران به دلیل دوام آوردن در برابر حمله سنگین آمریکا و اسرائیل و اجرای برخی ضدحملات موثر، از نظر راهبردی تقویت شد. اکنون بسیاری از کشورهای منطقه در حال نزدیک شدن به ایران و به دنبال کاهش تنش و بازسازی روابطند. این نشانهای است از اینکه باد به کدام سمت میوزد.»
در روزها و ماههای آینده چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟
با توجه به دانستهها و نادانستهها، سناریوهای متعددی را میتوان برای آینده متصور شد. شاید اکنون زمان مناسبی باشد تا بار دیگر به مفهوم مشهور «آنچه میدانیم» و «آنچه میدانیم که نمیدانیم» بازگردیم؛ اصطلاحی که سالها پیش دونالد رامسفلد، وزیر دفاع پیشین آمریکا، آن را وارد ادبیات سیاسی کرد.
۱ــ اگر توافقی حاصل شود و برای هر دو طرف خوب پیش برود
یک سناریو این است که روی یادداشت تفاهمی در سوییس توافق و امضا شود. در سناریویی خوشبینانه، هم جمهوری اسلامی ایران و هم آمریکا احساس میکنند در این توافق امتیازی به دست آوردهاند و حتی اسرائیل نیز راضی میشود صبر کند و ببیند چه پیش میآید.
پس از امضا در سوییس، میانجیها در اسلامآباد، دوحه و دیگر نقاط، کار روی یک توافق را آغاز خواهند کرد. جمهوری اسلامی ایران تنگه هرمز را باز خواهد کرد و آمریکا نیز محاصره بندرهای ایران را متوقف خواهد کرد. برای خارج کردن اورانیوم غنیشده از ایران هم توافقی حاصل خواهد شد و تهران از کاهش تحریمها برخوردار میشود. سپس همه چیز در خاورمیانه به حالت عادی بازمیگردد و ثبات برقرار میشود.
آمریکا هم با پشت سر گذاشته شدن جنگ، میتواند در پی آغاز دورهای تازه در منطقه باشد و بر مسائل دیگر در اروپا و آسیا تمرکز کند.
با باز شدن تنگه، وضعیت اقتصادی کشورهای منطقه هم بهبود مییابد و اسرائیل و کشورهای خلیج فارس میتوانند به سمت همگرایی بیشتر حرکت کنند.
۲ــ اگر در سوییس توافقی امضا نشود
با وجود تلاشهای پاکستان، قطر و دیگران برای دستیابی به یادداشت تفاهم میان دو کشور، این احتمال هم وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران و آمریکا این هفته نتوانند به توافق برسند و بار دیگر توافق را به تعویق بیندازند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در این سناریو، منطقه به همان درگیری کمشدتی که از ماه آوریل شاهد بود، بازمیگردد. اسرائیل هم به عملیات علیه حزبالله در لبنان ادامه میدهد و ایران نیز همچنان تهدید میکند که در برابر هر حمله اسرائیل به بیروت واکنش نشان خواهد داد.
بیثباتی در منطقه نیز همچنان در سطحی محدود ادامه خواهد داشت. بسته بودن تنگه هرمز به این معنا است که کشورها به مسیرهای تجاری جایگزین نیاز خواهند داشت و این نیز به نوبه خود به معنای توسعه تجارت زمینی بیشتر از طریق سوریه است.
کاخ سفید میپذیرد که جنگ پایان نخواهد یافت، اما در عین حال گسترش هم نمییابد.
۳ــ اگر این هفته توافق حاصل شود، اما توافق نهایی به دست نیاید
سناریو سوم این است که این هفته یادداشت تفاهمی امضا شود، اما مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در طول تابستان ادامه پیدا کند و فرسایشی شود و نتوانند به توافق نهایی برسند.
ایران احتمالا چنین وضعیتی را ترجیح میدهد. تهران فرض را بر این میگذارد که پس از دستیابی به توافقی موقت، کاخ سفید مزایای پرهیز از درگیری بیشتر را خواهد دید و شرکای آمریکا در منطقه، مانند قطر، عربستان سعودی و پاکستان، از آمریکا خواهند خواست جنگ را از سر نگیرد. چنین سناریویی به این معنا است که مذاکرات طولانی میشود و این پرسش که آیا واقعا درگیری پایان یافته است یا نه، بیپاسخ باقی میماند.
اسرائیل آزادی عمل خود را در لبنان حفظ میکند و تلآویو برای حملات بیشتر به ایران در آینده فشار میآورد. این وضعیت به «دورهای» تازهای از درگیری تبدیل میشود: هنجاری تازه که در آن اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران هر چند ماه یک بار وارد درگیریهای کوتاه میشوند.
در ان صورت آمریکا ناچار است هواپیماهای سوخترسان نظامی خود را در اسرائیل نگه دارد و در نتیجه، فرودگاه بنگوریون همچنان با آشفتگی در سفرها روبرو خواهد بود. سپس فشاری شکل میگیرد تا آمریکا پایگاههایش را به جای خلیج فارس، به اسرائیل منتقل کند. با نزدیک شدن انتخابات اسرائیل در پاییز، دورهای بیشتری از درگیری با ایران، حزبالله و حماس رخ خواهد داد.
۴ــ اگر در ایران کودتای داخلی رخ دهد
حتی اگر جمهوری اسلامی ایران با یادداشت تفاهم موافقت کند و مذاکرات با آمریکا را پیش ببرد، ساختار چندپاره حکومت ایران که بر اثر جنگ تضعیف شده و فرماندهان نظامی آن از یکدیگر جدا افتادهاند، در برابر کودتا در تهران آسیبپذیر است.
عامل این کودتا ممکن است سپاه پاسداران و بهاصطلاح «تندروها» باشند که مخالف توافقاند. همچنین ممکن است از سوی ارتش رخ دهد که بخواهد پیشاپیش مانع کودتای تندروها شود. بیثباتی کنونی در ایران، بر ابهامها درباره آینده افزوده است و آمریکا اکنون میداند که نمیتواند برای امضای توافق نهایی به ایران تکیه کند، زیرا روشن نیست چه کسی قدرت را در دست دارد.
۵ــ اگر آمریکا دوباره جنگ با ایران را از سر بگیرد
اگرچه جمهوری اسلامی ایران ممکن است این هفته توافق را امضا کند، دستیابی به توافق نهایی درباره وضعیت نهایی دشوار خواهد بود.
اگر توافق نهایی حاصل نشود، دولت ترامپ ممکن است در تابستان یا پاییز تصمیم بگیرد برای تحت فشار قرار دادن ایران و بازگرداندن آن به میز مذاکره، از زور استفاده کند. این وضعیت باعث میشود آمریکا بابت مشکلات و هزینههایی که متحمل شده است، نیز غرامت بخواهد. در آن صورت آمریکا نقش بزرگتری در منطقه بر عهده میگیرد و تحت فشار قرار خواهد گرفت تا به کشورهای خلیج فارس در دفاع از خود کمک کند. اسرائیل هم به حملاتش علیه حزبالله ادامه میدهد و این امر باعث میشود جمهوری اسلامی ایران نیز به حملات علیه اسرائیل ادامه دهد.
یادداشت تفاهم بدون توافق نهایی، ارزش چندانی نخواهد داشت و به توافق واقعی منجر نمیشود. با این حال، باز بودن تنگهها به سود همه است. بنابراین باز خواهند ماند.

